سینه ام آتش گرفته استآتشی جانسوزدیده!یاری کنفروبنشانشعله هایی را که بر جانم زدند این بی وفا یاراندیده هم با ما سر یاری ندارد...آریآری از تف دلشعر پوچم این چنین خونبار گشته+لاله!می شود از خون من هم سر برآری؟!من سیاووش زمانمزخمی نیرنگ دورانخسته از ج
برچسب:
نویسنده: آرمان حسنی
تاريخ: جمعه
22 ارديبهشت
1396 ساعت: 0:47